۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

ساکی دیگر کیست؟ من اسم دارم.

بله دیگر. اینجا هم که می آیم همین طور است. این روزها یک کم گیج می زنم.
استاد در حال تدریس است. حرف از نُه اگوست می زند که آخرین مهلت برای ارسال سوالات آنلاین است. در این جمله ی او فقط ماه اگوست توجه مرا جلب می کند وآخرین مهلت ارسال. البته که ذهنم اصلن به سمت سوالات آنلاین نمی رود. ذهنم فرار می کند به سمت مجله ی هایکو که اعلام کرده آخرین مهلت ارسال هایکو ماه آگوست است. تازگی از هایکو خیلی خوشم آمده. سر کلاس با خیال راحت به ذهنم اجازه ی فرار می دهم. چون می دانم که دستگاه کوچک ضبط صدا تمام حرفهای استاد را ضبط می کند و من بعدا می توانم بشنوم (این تقلب را هم مدیون روحیه ی خاورمیانه ای ام هستم).
در اتوبوس به حرفهای ضبط شده ی استاد گوش می دهم و می خواهم قسمت شوخی های بی مزه اش را پاک کنم که به اشتباه گزینه ی فرمت را انتخاب می کنم و تمام فایلهای صوتی پاک می شوند.
چه کار کنم؟ خودم را فحش بدهم؟ گیجم دیگر.
بهتر نبود زبان و ادبیات می خواندم؟ مرا چه به عدد و رقم؟
این تنها مورد گیجی من نیست. بدتر از اینها هم پیش آمده. راستی که گیج می زنم.