یادت هست که گفتم پیچک از گیاه بالا می رود و او را ذره ذره می میراند؟ تو گفتی پیچک در شعر معنای دیگری دارد. من هنوز از همان پیچک می گویم. از حسرت دیدار که بالا آمده و وقتی خواب نمی بینم، چشمان زندگیم را می پوشاند.
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺵ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮓ. ﺗﻮ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼﺍﺵ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ. ﻣﻦ ﭘﺸﺖ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭ. ﮐﺎﺵ ﻻﺍﻗﻞ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺩ ﮔﺮﻡ ﭘﺮ ﺷﻮﺩ.