تعبیر واژه ی خواب
می خواهم تو را در خواب تماشا کنم،
که شاید دستم ندهد.
دلم می خواهد تماشایت کنم
که در خوابی.
دلم می خواهد با تو بخوابم،
به خوابت بیایم
در آندم که موج تاریک و روانش
روی سرم می لغزد
و می خواهم با تو گذر کنم
از جنگل تابناک و لرزانِ برگهای سبزآبی،
که خورشیدی از آب دارد و سه ماه،
به سوی غاری که باید در آن فرو شوی،
به سوی بدترین ترسَت.
می خواهم به تو شاخه ی نقره ای را بدهم،
گل کوچک سفید را، آن یگانه واژه را
که تو را محافظت می کند
از اندوهی که در دل رویایت است.
از اندوهی که در دل است
می خواهم باز به دنبالت
از راه پله ی طولانی بالا بروم
و آن قایقی شوم که تو را با احتیاط
همچون شعله ای بر کف دو دست،
بازمی گرداند
به آنجا که تنت خوابیده است،
درکنارم،
و هنگامی که می آیی
به سادگیِ درون کشیدنِ نفس
دلم می خواهد آن هوایی باشم
که سکونت می کند در تو
می خواهم تو را در خواب تماشا کنم،
که شاید دستم ندهد.
دلم می خواهد تماشایت کنم
که در خوابی.
دلم می خواهد با تو بخوابم،
به خوابت بیایم
در آندم که موج تاریک و روانش
روی سرم می لغزد
و می خواهم با تو گذر کنم
از جنگل تابناک و لرزانِ برگهای سبزآبی،
که خورشیدی از آب دارد و سه ماه،
به سوی غاری که باید در آن فرو شوی،
به سوی بدترین ترسَت.
می خواهم به تو شاخه ی نقره ای را بدهم،
گل کوچک سفید را، آن یگانه واژه را
که تو را محافظت می کند
از اندوهی که در دل رویایت است.
از اندوهی که در دل است
می خواهم باز به دنبالت
از راه پله ی طولانی بالا بروم
و آن قایقی شوم که تو را با احتیاط
همچون شعله ای بر کف دو دست،
بازمی گرداند
به آنجا که تنت خوابیده است،
درکنارم،
و هنگامی که می آیی
به سادگیِ درون کشیدنِ نفس
دلم می خواهد آن هوایی باشم
که سکونت می کند در تو
تنها برای لحظه ای.
می خواهم آن نامحسوس باشم،
آن ضرورت.
مارگارت آتوود*
می خواهم آن نامحسوس باشم،
آن ضرورت.
مارگارت آتوود*
Variation On The Word Sleep
Margaret Atwood
I would like to watch you sleeping,
which may not happen.
I would like to watch you,
sleeping. I would like to sleep
with you, to enter
your sleep as its smooth dark wave
slides over my head
and walk with you through that lucent
wavering forest of bluegreen leaves
with its watery sun and three moons
towards the cave where you must descend,
towards your worst fear.
I would like to give you the silver
branch,the small white flower, the one
word that will protect you
from the grief at the center
of your dream, from the grief
at the center I would like to follow
you up the long stairway
again and become
the boat that would row you back
carefully, a flame
in two cupped hands
to where your body lies
beside me, and as you enter
it as easily as breathing in
I would like to be the air
that inhabits you for a moment
only. I would like to be that unnoticed
and that necessary.
Margaret Atwood
I would like to watch you sleeping,
which may not happen.
I would like to watch you,
sleeping. I would like to sleep
with you, to enter
your sleep as its smooth dark wave
slides over my head
and walk with you through that lucent
wavering forest of bluegreen leaves
with its watery sun and three moons
towards the cave where you must descend,
towards your worst fear.
I would like to give you the silver
branch,the small white flower, the one
word that will protect you
from the grief at the center
of your dream, from the grief
at the center I would like to follow
you up the long stairway
again and become
the boat that would row you back
carefully, a flame
in two cupped hands
to where your body lies
beside me, and as you enter
it as easily as breathing in
I would like to be the air
that inhabits you for a moment
only. I would like to be that unnoticed
and that necessary.
*مارگارت آتوود نویسنده ی معاصر و شهیر کانادایی، شاعر، منتقد، فیلمنامه نویس و نویسنده ی نمایشنامه های رادیویی و کتابهای کودکان است. آثار او تاکنون برنده ی جوایز ادبی بسیاری شده است. او در فاصله ی سالهای 1984-1986 رییس انجمن قلم کانادا بود. او فعالیتهای ارزشمند ادبی بسیاری داشته است و در تدوین مجموعه های ادبی بزرگی با دیگر محققان و نویسندگان شهیر همکاری داشته است. از دیگر فعالیتهای او تدریس در دانشگاه است.