۱۳۸۷ دی ۷, شنبه

وقتی زندگی کودکی بیش نبود

My Papa's Waltz

The Whisky on your breath
Could make a small boy dizzy,
But I hung on like death:
Such waltzing was not easy.

We romped until the pans
Slid from the kitchen shelf;
My mother's countenance
Could not unfrown itself.

The hand that held my wrist
Was battered on one knuckle;
At every step you missed
My right ear scraped a buckle.

You beat time on my head
With a palm caked hard by dirt,
Then waltzed me off to bed
Still clinging to your shirt.

Theodore Roethke(1908-1963)



والس بابای من

از بوی ویسکی که در نفس تو بود
هر پسر بچه ای می توانست سرگیجه بگیرد,
اما من تاب می آوردم تا پای مرگ:
آسان نبود این والس.

ما جست و خیز می کردیم آنقدر که تابه ها
می لغزیدند از قفسه ی آشپزخانه؛
دور نمی شد اخم
از چهره ی مادرم.

آن دستی که بر مچ دستم بود
بند انگشتی داشت داغان؛
در هر گام اشتباه تو
گوش راستم می زدود سگکی را.

ضرب می گرفتی بر سرم
با دستی چرک آلود,
بعد رقصان مرا به بستر می بردی
و من هنوز سخت چسبیده بودم به پیراهن تو.

تئودور روتکه(1963-1908)