ماه
ماه بیرون است.همین چند لحظه پیش که رفتم بشاشم
آن شئ بزرگ بی پیرایه را دیدم.
کاش طولانی تماشایش می کردم.
عاشق نگون بخت ماه ام.
یک آن می بینمش و همین و بس
برای من و ماه.
ساعت خوش
چه خوش است زمان
وقتی کار از کار گذشته است*
و تو دیگر مجبور نیستی
به دنبال آونگ کپل هایش*
تا تخیل در حال احتضارت بروی
*تشکر از کمک م.س. ایزددوست.
شیرین ترین ترانه گک
تو راه خود می روی
من نیز به راه تو.
انجامِ تنها
چه تلخ بودند
قرص های پروزاک
در چند صد صبح گذشته
دارو
داروی من
طعم های متضاد بسیاری دارد.
غرق و مبهوت
از این همه تفاوت
فراموش می کنم رنج بکشم.



