۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

در طول روز

اینجا
کنار پنجره
درانتظار تو می نشینم
تا در یونیفرم تصلیب ات
 نرمش کنان بگذری
تو یادآور خودم هستی
شاید (بیهوده فکر می کنم)
بتوانم آرام ات کنم
چین اخم میان ابروانت را دوست دارم
و اضطراب ویرانگر
در چهره ی درهم فشرده ات را
صورت جدیدی داری
صورتی که می آید
صورتی که به دیدار در نیاید*
به سوی اندوه ات
راه عضلات را در پیش گرفتی
اما هر کس از تو
ظن خود دارد
درود بر تو
ای جان بی باک
که بسیار فروخورده ای
و چه اندک چشیده ای.

لئونارد کوئن


* تشکر از ب.سعیدی