خانه ام را در کنار جنگل ساختم
تا آوازت را بشنوم
و چه زیبا بود و چه خوش
و عشق، تازه آغاز می شد
بدرود بلبل من
زمانی دور تو را یافتم
اکنون همه سرودهای زیبایی بی ثمرند
جنگل اطرافت مرده است
خورشید در پس پرده ای غروب می کند
آن زمان است که تو مرا می خواندی
آرامش ابدی بر تو باد بلبل من
در زیر شاخه ی مقدس ات
بدرود بلبل من
زیستم مادامی که به تو نزدیک بودم
هر چند تو آواز می خوانی، در جایی، هنوز
من اما دیگر نمی توانم تو را بشنوم.
لئونارد کوئن
