۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

زندگیتان را بسرایید. به همین سادگی!

به تو رو آورده ام

به تو رو آورده ام
پروردگار
از این خاموشی خوددارانه ی لعنتی
که در جهان است
نه، جهان نه، خاموشی نه، آه
پروردگار بیا
پروردگار بیا
ما در زمین غمگینیم
پروردگار بیا
ما در زمین غمگینیم.

=========
درون

چشم سرخ ات-
می گویی صابون
-زخم؟
دور چشمت
و پایین تر روی گونه ات
- نشان مادرزاد؟ زخم؟
نزدیک، نزدیک مرا می کشی به درون
زخم-

درباره ی شاعر:
جین والنتاین شاعر معاصر آمریکایی است که تا به حال یازده مجموعه شعر از او منتشر شده است. شعرها و کتابهایش برنده ی جوایز ادبی بسیاری شده است و اکنون در دانشگاه نیویورک تدریس می کند. این شعرها را از کتاب "دری در کوهستان" که مجموعه ای از شعرهای جدید و قدیم اوست، ترجمه کرده ام. در این مجموعه، شعرها ترتیب و توالی زمانی و مفهومی جالبی دارند و شاعر آنها را طوری چیده که هر پاره شعر با واژه ی مشترک یا ارائه ی تصویر ومفهوم مشترکی با شعر پیشین در ارتباط است در واقع هر شعر همزمان هم ادامه ی شعر پیشین است و هم خود شعر مستقلی است. گویا فصل های رمانی هستند که زندگی و تجربیات یک زن را روایت می کند. البته من در انتخاب این دو شعر این ترتیب را رعایت نکرده ام. بعضی شعرهایش هم خیلی کسل کننده هستند، همانطور که همه ی ما در زندگی فصل های کسالت را تجربه می کنیم.