۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

یادم تو را فراموش

بعضی چیزها هستند که خیلی منتظرشانی تا بیایند، تا برسند. اما وقتی آمده اند، می خواهی فراموششان کنی، مثل امروز. با تعجب برای اولین بار است که ذهنم اینقدر از امروز آگاه است. درگیرو دار فراموش کردن امروز بودم که یادم افتاد هیچ چیزی در این دنیا از بین نمی رود. ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. این انرژی هم حتمن نباید یک چیز را جابجا کند تا انرژی اش بدانم، این انرژی می تواند مرا کنترل کند. و می کند.

و فراموشی اگر به معنای حذف چیزی از ذهن باشد دروغ ساده لوحانه ایست. اصلن حذف ناممکن است. حتی وقتی یک حرف "ح" را تایپ و بعد دیلیت می کنیم، آن را حذف نکرده ایم. حرف "ح" فقط دیگر دیده نمی شود. ذهن همه چیز را می گیرد. وقتی چیزی به وجود آمد، به این معنی نیست که از اول نبوده. امروز از ازل بوده و فراموش کردنش به معنای حذفش نیست. فراموش کردنش هیچ کمکی نمی کند. با به یاد داشتنش ادامه می دهم. گریزی نیست. حتی با مرگ هم گریزی نیست. پس از مرگ هم این روز هست و بوده. من هم به شکل دیگری، انرژی مثبت یا منفی هستم. من امروز متولد شده بودم. ماده شده بودم.

----------------
* بگردید حروف بعد از "ح" را پیدا کنید. یک راهنمایی: یک واژه ی دو حرفی است.

پس از دو روز:
حل معما: یک واژه ی عربی است،«حَی».