خیلی چیزها هستند که قطعیت ندارند. چون خیلی چیزها هستند که ما نمی دانیم. خیلی چیزها هستند که فکر می کنیم در موردشان خیلی می دانیم اما نمی دانیم. یادمان می رود که خیلی چیزها قطعیت ندارند. خیلی چیزها نسبی هستند. همین نسبی بودنشان است که سبب تدوام تکاپوی ماست. اگر همه چیز این دنیا قطعی می بود، این دنیا این دنیای خوشه های در هم رفته نمی بود. اگر همه چیز این دنیا قطعی می بود، همه چیز یک دست می بود، یک دانه دنیای خط کشی شده و قالب بندی شده می داشتیم. همه ی ما یکسان می پوشیدیم و تکلیف خیلی چیزها معلوم می بود، معمایی در کار نمی بود، رازی، انگیزه ای. حالا این میان من حیرت می کنم چطور کسانی می توانند با قاطعیت دار بزنند، مفاهیم را، احساسات را، سرنوشت ها را، آدم ها را.