۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

در پیِ اویی که نمی یابیم

تنها با دیگران
چارلز بوکوفسکی

گوشت* استخوان را در بر می گیرد
و گاه ذهنی در آنجاست
و گاه روحی
و زنان می شکنند
گلدان ها را بر دیوارها
و مردان بسیار می نوشند
بسیار
و هیچ کس نمی یابد
«او»یش را
اما همچنان
می گردند
می خزند به درون و بیرون
بسترها.
گوشت در بر می گیرد
استخوان را و
گوشت می گردد
در پی چیزی بیش از
گوشت.

امیدی نیست
هرگز:
ما همه در دام افتاده ایم
درتک گونه ای
از تقدیر.
هیچ کس تا کنون نیافته است
«او»یش را.

زباله دان های شهر پر می شوند
اوراق فروشی ها پر می شوند
تیمارستان ها پر می شوند
بیمارستان ها پر می شوند
گورستان ها پر می شوند

هیچ چیز دیگری
پر نمی شود

از طرفِ ناشناس


* flesh در فرهنگ غربی مسیحی به مفهوم آدم (بشر) هم به کار رفته است.