۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

آرام، ای دل

آرام، ای دل
امیلیانا توررررررینی




آرام، ای دل
چنین بلند تپیدن نگیر
به خاطر من آرام بمان
آن هنگام که او از تو گذر می کند.

ای اشک، نه
جاری نشو.
اگر بخواهی کورم کنی،
من هم اکنون شکست خورده ام.

ای لب، نه
کلامی نگو
مبادا بشنود
لرزش صدایت را.

ای دست، دستش را رها کن
نرم و سبک
مبادا در زیر ناخن هایت خونین شود.

آه، پروردگار
تاجت را بردار
دیگر پادشاه من نیستی
با آن قلب بی رحمت



آرام، ای دل
چنین بلند تپیدن نگیر
به خاطر من آرام بمان
آن هنگام که او از تو گذر می کند.

ای اشک، نه
جاری نشو
اگر بخواهی کورم کنی،
من هم اکنون شکست خورده ام.