و او ی من در خواب است:
کاش در مدرسه هندسه نمی آموختم تا «خطوط» چهره اش را نامهای زیبا می دادم. اما ... از کودکی اقلیدس بر من فریاد کرد که این ها «خط» اند. مدرسه آن ذهن پاک و سیال کودک را با خطوط مرزبندی کرد. فراتر که روم شاعر می شوم. سرودهای زیبا بر آن شیارهای نازک چهره اش می خوانم و هر یک را نامی می دهم بی آنکه پیرو جغرافیا شوم.
حال و در این لحظه چین های نازک پریشانی اش دور باد. همه ی آن سرزمین گندمین را خشنود می خواهم.