۱۳۸۷ اسفند ۱۸, یکشنبه

روز جهانی زن- ساکی پدیا

ای وای بر من! من یک زنم . اما خبر نداشتم که امروز روز زن بوده. خدا شاهده خبر نداشتم. می گید بد شد؟ نمی دانم. خب خبر نداشتم دیگه . دست خودم که نبود. خانه مان هم پر از زن است ها! اما هیچ بخاری از کسی بلند نشد امروز که بدانم روز خاصی است. هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نبود. ها....! فهمیدم چرا بی خبر بودم. چون مردی در خانه ی ما نیست تا این تفاوت حس شود. بیرون از خانه هم که رفتم خبری نبود. روی در و دیوار شهر هیچی ننوشته بودن در این مورد. روی دار و درخت ها هم هیچی نبود. آفتاب مثل همیشه می تابید فرق سرم. هیچ کس روبان رنگی مخصوصی به سینه نداشت که نشان از روز خاصی باشد. منظورم از همان روبانهاست که برای روز مبارزه /حمایت از سرطان و سرطانی ها یا ایدز و ایدزی ها به سینه ی لباس می چسبانند. چمن های کوتاه نشده ی حیاط همچنان بد بد به من نگاه می کردند. لوله ی حمام همچنان بند بود و آب که از لوله بالا آمده بود پایه های کمد چوبی را خیس کرده بود. در روز زن چه کارباید انجام داد؟ باید لوله ی گرفته را باز کرد یا باید یادم بیفتد که هنوز خیلی از ما زنها حقِ برابر با مردها را نداریم؟ خب لوله ی گرفته را روز نهم مارچ هم می شود باز کرد. در این روز کار خاصی باید انجام شود لابد. فکر کنم در کشور من در این روز سعی می کنند هیچ زنی به دنیا نیاید، هان؟ شاید هم نه.

ویکی پدیا شاید کمکی بکند.
خب. در این روز دستاوردهای اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی زنان جهان را گرامی می دارند. در کشور من لابد در این روز ماده ی ضد عفونی می ریزند روی زخمهای تن زنی. خب دستاورد چشمگیری است. فکر کنم قبلا کسی خبر دار هم نمی شد که زنی هست که زخم بر تن دارد. خدا خیر آن کارگران کارخانه ی تولید لباس و پارچه را بدهد که با اعتصابشان باعث شدند روزی از سال به نام زن نامگذاری شود.

به هر حال من که خبر نداشتم امروز باید این دستاورد را گرامی بدارم. نمی شود فردا یا روز دیگری این کار را بکنم؟ باید فقط هشتم مارچ باشد؟ یک کم سخت است البته . چون تا وقتی من نصف یک مرد به حساب می آیم چی را می توانم گرامی بدارم؟ این را که یک روز از سال سخاوتمندانه به نام من شده تا به خاطر سیصد و شصت و چهار روز زنِ صبور بودن یک شاخه گل که چیزی به پایان عمرش نمانده بگیرم ؟