نمی شود برای دیگران از یار گفتن را کنار بگذارید و با یار از دیار بگویید؟ منظورم این است که نمی شود ما هم کسی داشته باشیم که شعر اجتماعی در وصف این روزگاری که گریبانمان را گرفته بسراید و آهنگسازی داشته باشیم که آهنگی بسازد و خواننده ای داشته باشیم که آوازش را بخواند و تهیه کننده ای داشته باشیم که حاضر شود برای ضبط و پخش آن آهنگ و آواز و ترانه سرمایه گذاری کند و بعد به جای پخش فیلم بی علت و معلول هندی چنان نوایی از تلویزیون خانه ها بلند شود که حس غرور و همدلی در همه برانگیزد؟ شاید نمی شود. شاید نمی شود ما مردگان را حتی با موسیقی زنده کرد. حتی با سرود. شاید که نمی شود. که نمی شود. نمی شود.
یار دبستانی من را در مدرسه مان می خواندند. وقتی هشت نه ساله بودم. بعدها در دانشگاهمان خواندند. تاثیر جالبی داشت. تا یکی از دانشجویان در اعتراض به تصمیمات ریاست دانشگاه شروع به خواندن این سرود کرد سریع همه ی دانشجوها دست به دست هم دادند و حلقه های دختر و پسر درست کردند و با هم این سرود را خواندند. اعتراضات روز بعد هم ادامه داشت. که من نرفتم اما دوستم رفته بود.
بعد چند روز پیش این سرود را در استرالیا شنیدم. ایرانیان استرالیا آرام ایستاده بودند و این سرود را می خواندند؛ به نشان همراهی با اعتراض کنندگان در داخل ایران. یار دبستانی من.
ما کی به یاد یار دبستانی مان می افتیم؟ چه کسی ما را یار می خواند و از دیارمان می گوید؟