Poem in three parts
1
Oh, On an early morning I think I shall live forever!
I am wrapped in my joyful flesh
As the grass is wrapped in its clouds of green.
2
Rising from a bed, where I dreamt
Of long rides past castles and hot coals,
The sun lies happily on my knees;
I have suffered and survived the night
Bathed in dark water, like any blade of grass.
3
The strong leaves of the box-elder tree,
Plunging in the wind, call us to disappear
Into the wilds of the universe,
Where we shall sit at the foot of a plant,
And live forever, like the dust.
Robert Bly (b. 1926)
شعری در سه قطعه
1
وه، در یک صبحگاه فکر می کنم که برای ابد زندگی خواهم کرد!
در خواهش های شادی بخشی پیچیده ام
همچون علف زار که پیچیده است در انبوه سبز خویش.
2
هنگامی که بر می خیزم از بستری که درآن خواب دیدم
سواری های طولانی و گذر از کاخ ها و زغال های داغ را،
خورشید شادمانه بر زانوانم می آرامد؛
من در شب رنج بردم و نجات یافتم
شستشو شده در آب تیره، همچون تیغه برگی از علفزار.
3
برگهای ستبر درختِ افرا
متلاطم در باد، ما را فرا می خوانند تا محو شویم
در جنگل های هستی،
جایی که در پای یک گیاه می نشینیم،
و تا ابد زندگی خواهیم کرد چون غبار.
رابرت بلای (متولد 1926)
------------------------
تشکر فراوان از دوستی بسیار بسیار عزیز که با انتخاب و تغییر بعضی واژگان کلیدی در ترجمه ی این شعر خیلی به من کمک کرد.